جمعه ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱

فرهنگ و تربیت اجتماعی

از : علامه موسی الرضا طایفی اردبیلی و استاد دانشمند شهربانو سمامی

تربیت اجتماعی از مباحث بسیار جدّی است که دیدگاه های مختلفی پیرامون آن در عرصه های گوناگون علوم شکل گرفته است. بحث اساسی در تربیت اجتماعی چند و چونی، چرایی و تأثیرات آن است که همواره در علوم اجتماعی، روان شناسی و علوم تربیتی با مشرب های فکری خاص به آن پرداخته شده است. یکی از عمده ترین مقوله های مورد مداقه ی بشر نسبت به تربیت اجتماعی و تأثیرات آن، بحث پیرامون نقش موثر و متقابل فرد و اجتماع در این فرآیند است. دقت مبنایی در حوزه ی مطالعه ی تربیت اجتماعی مانند سایر آموزش های مترتّب بر تربیت، مربی، مترّبی، نظام آموزنده و اموری از این دست متأثر از نظرگاه های اجتماعی موجود در جوامع مختلف است که تابعی از فرهنگ موجود در جوامع به شمار می آید.

اساسی ترین بحث در تربیت اجتماعی را می توان پرداخت به این سؤال دانست که در انواع تربیت اجتماعی متصوّر و مفروض این است که اقدام تربیت برای فرد اصالت دارد یا برای جامعه؛ و در اساس این سوال همواره همزاد تفکر پردازنده به امر تربیت اجتماعی است که آیا تربیت گیرنده باید مطابق ویژگی های فطری و ذاتی اشان تربیت و پرورش یابد یا تابعی از آموزش های مورد نیاز جامعه براساس آموزه های مستتر در اجزا و عناصر فرهنگی در راستای برآوری ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، سیاسی جامعه باشد.

در دقت نظری گذرا بر انواع مواضع و تحقیقات مربوط به مقوله ی تربیت اجتماعی می توان دید که هیچ یک از جامعه شناسان، روانشناسان، صاحب نظران حوزه ی تربیت و پرورش و آموزش و افراد دارای نظرگاه های مبتنی بر دانش علمی کافی، نافی و منکر سهم تربیتی مترتب از فرد و اجتماع برای فرد و اجتماع نیستند و به طور ماهوی مباحث آنان پیرامون این موضوع است که فرد در اجتماع و برای فرد و اجتماع چگونه باید تربیت یابد و چه آموزه هایی و چه نوع آموزش هایی می تواند بیشترین و بهترین تأثیر را داشته باشد.

البته بعضی از مشارب فلسفی و مکاتب اجتماعی معیّنی افراطی و تفریطی تحت تأثیر فهم نامرتّب و ناخوانا از یافته های فرهنگی خود گاه در خبط و خطایی عظیم از عدم دریافت ضرورت زیست فرد در اجتماع و برای فرد و اجتماع منکر نفع یکی با نفی انتفاع عقلایی اش می شوند. به عنوان مثال دقت در این سخن جان استوارت میل مطلب حاضر را به صراحت بیان می دارد که: «.... امروز فرد در توده گم شده است ... امّا آدمیان مثل گوسفندان نیستند، حتا همه ی گوسفندان هم شبیه هم نیستند...» بیان حاضر دو معنا را می تواند شناسایی کند، نخست اینکه تربیت اجتماعی در اساس از جانب اجتماع و براساس اسلوب های خاصی ناصحیح است، دوم اینکه دقت به فرد و آزادی های او خواست ها ی او امری متعهدانه در تربیت اجتماعی به شمار می رود.

ضروری و پرواضح است که هیچ فرهنگی در ذات خود منکر آزادی فرد در اجتماع نمی شود ولی تعاریف معتبر برای آزادی فرد در اجتماع و تربیت اختصاص یافته در این امر به لحاظ دریافت و آنالیز و انطباق با فهم متفاوت می نمایاند. دقت در این امر در رسیدن به تربیت اجتماعی درست و منطقی امری مهم می نمایاند و آن این است که در اساس فرد در قالب اجتماع می تواند به زندگی- و نه به زیست- بپردازد، چرا که اجتماع است که فرصت انواع ارتباطات و تعاملات و به معنای دقیق تر انسان بودن را فراهم می آورد و دوم اینکه انسان با دقت در رفتار مناسب فردی و شکل گیری شخصیت خود در قالب اجتماع براساس خصوصیات ویژه اش می تواند انسانی اجتماعی باشد که هم خواست های فردی و هم انطباق عملی با خواست اجتماع را فراهم آورد.

از طرفی دریافت این موضوع که تمام تعاملات تحت تأثیر فرهنگ و ارزش های موجود در آن که پویا و دگرگون پذیر است، دگرگون می شود و شخصیت اجتماعی و فردی افراد نیز به نوعی به طور مستقیم تحت تأثیر این تعاملات است و انسان در اساس نمی تواند به فردیت خود فارغ از اجتماع بنگرد و فرد انسان باشد. پس پرداخت به تربیت اجتماعی برای انسان امری ضروری جلوه می دهد. برای این امر شناخت از تربیت و نوع اجتماعی آن برای مدیریت فرهنگ به دلایل تأثیراتی که می تواند در مقوله ی تربیت اجتماعی داشته باشد؛ مهم می نمایاند.

تربیت در معنای کلی تأثیراتی است که فرد از سیستم های رسمی و غیررسمی می پذیرد و آن را با ذهن اکتشافی خود و ظرفیت مترتّب بر آن همخوان می سازد تا به شکوفایی لازم حضور در اجتماع و دریافت شخصیتش که او را به خواسته های فردی و اجتماعی توأمان می رساند، نزدیک سازد. در این باره امیل دورکیم می گوید: «تربیت عملی است که نسل های بزرگ سال بر روی نسل هایی که هنوز برای زندگی اجتماعی ریخته نیستند، انجام می دهد و هدف آن این است که در کودک، شماری از حالات جسمانی، عقلانی و اخلاقی را برانگیزد و پرورش دهد که جامعه ی سیاسی بر روی هم و نیز محیط ویژه ای که فرد به نحو خاصی برای آن آماده می شود، اقتضا کند.»

براساس دیدگاهی که دورکیم ارائه کرده است؛ تربیت عملی مفروض، متصوّر و مترتّب از نسلی به نسلی دیگر است. پس تربیت دریافت نسلی از آموزه های فرهنگی و انتقال آن به نسل جدیدتری است که از آموزه های فرهنگی اثر می گیرند. هر چند دورکیم در تربیت؛ بیشتر تأثیر جامعه ی سیاسی را بیان کرده است و محیط اجتماعی را نیز به طور مشخص در تربیت عنوان کرده ولی لازم به ذکر است که تمام تعاملات مبتنی بر مناسبات جامعه ی سیاسی و محیط اجتماعی از فرهنگ جوامع تعریف می یابند و دگرگونی های نسلی به نوعی هر چند مختصر و شاید هم شدید پویایی هایی را که تحت تأثیر شاخصه هایی مانند ذهن اکتشافی، تأثّرات اجتماعی و فرهنگی و رویدادهای زندگی بر افراد گذاشته است را در فرهنگ به وجود می آورد. مدیریت این فرآیند در صورت کلی و اپیدمیک تظاهرات رفتاری نزدیک به هم به عهده مدیریت غالب کارآمد با فرهنگ است به صورتی که بتوان ضمن حفظ اجزاء و عناصر مؤثر فرهنگ در تعاریف برنامه ها و تنظیمات رفتاری نایل آید که خواست کلی جامعه و منافع عمومی در تربیت دهی و تربیت پذیری های موجود در نهادها حفظ شود.

در صورت کلی می توان گفت که تربیت اجتماعی افراد جوامع با هم در وجه هایی شباهت هایی دارند که این وجوهات عبارتند از:

1- منبعث بودن تربیت اجتماعی از ساحت فرهنگ و ساخت اجتماع

2- تأثیرپذیری فرهنگ از اهداف متصوّر در اجتماع و افراد که تحت تأثیر فرهنگ است

3- پویایی های ذاتی انواع تربیت که تأثرات عظیمی با فرهنگ و اجتماع نیز دارد.

4- هدفمند بودن انواع تربیت اجتماعی

5- ترجیح دار بودن و طبقه بندی داشتن اهمیّت باورها و ارزش های تأثیرگذار بر تربیت اجتماعی

6- دارای سیکل رسمی و غیررسمی بودن در انواع انتقال و دریافت آموزش ها

7- اجبار داشتن به دریافت از آموزش های معیّن شده از حوزه های تکنولوژیک در سیر تکاملی

8- شدنی بودن تربیت اجتماعی در برابر تربیت اجتماعی کردن به دلیل سطوح مختلف و معیّنی از ذهن اکتشافی، تأثیرپذیری افراد و دریافت های متفاوت از آموزش ها و سایر واقعیت های عینی

9- بارور ساز بودن ذات انواع تربیت اجتماعی

10- فرآیندی بودن ذات تربیت اجتماعی به دلیل مترتّب بودن بر مبنای تعاملات، خواست ها و اهداف

11- منطبق بر تجربه و عمل بودن

12- نیازمند بودن به روش های تخصصی موجود در جوامع

لازم به ذکر است که تربیت اجتماعی، استقرار رفتاری است در ذهن و عین افراد و در حوزه های تصمیم و اجرا که بدون دریافت ها و انتقال ها و بازخوانی ها، نامعتبر جلوه خواهد داد و در این راستا مدیریت فرهنگ با بهره گیری از دانش تخصصی ایجاد تعاملات و بستر آفرینی مناسب با بهره گیری از آموزه ها، نقش مهمی دارد.




جمعه ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

آخرین سخنان بزرگان



حقيقت زندگي اين است که همه ي انسانهايي را که با آنها در تماس هستيم شاد کنيم. ديپاک چوپرا



خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . ارد بزرگ



هرکه سخن نسنجد از جوابش برنجد. سعدي



اگر مي‌بيني كسي به روي تو لبند نمي‌زند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. ديل كارنگي



زمانی که نیروهای درون خویش را انکار کنیم نگرانی در درونمان لانه می کند . ارد بزرگ



شيريني يكبار پيروزي به تلخي صد بار شكست مي‌ارزد. سقراط



فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح مي كند . هربرت اسپنسر



اگر به سخنی که گفته اید با تمام وجود پایبند هستید، دیگر نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید . ارد بزرگ



هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده كنيم كه از نيروي بصري استفاده مي كنيم هر كاري انجام پذير است . كارلايل



آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است . پاسكال



آنکه برای بهروزی آدمیان تلاش می کند و راه درست را نشان می دهد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش جاریست او زاده می شود و باز هم . ارد بزرگ



دنيا اين قدر بزرگه که هر کسي واسه خودش يه جايي داره پس سعي کنيد به جاي اينکه جاي کسي رو بگيريدجاي خودتون رو پيدا کنيد . چارلي چاپلين



هيچ کس نمي تواند ما را بهتر از خودمان فريب دهد . گوته



آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند . ارد بزرگ



آنقدر شكست مي‌خورم تا راه شكست دادن را بياموزم . پطر



پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني برخيزي . مهاتما گاندي



آرمان را نباید فراموش ساخت اما می توان هر دم ، به روشی بهتر برای رسیدن به آن اندیشید . ارد بزرگ



شما ممكن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال كنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد . ولتر



در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند. رنه دكارت



عشقی که آدمی را به گوشه نشینی وادار کند ارزشی ندارد عشق باید توان پرتاب انسان به سوی هدفهای راستین را داشته باشد . ارد بزرگ



مدتها پيش آموختم كه نبايد با خوك كشتي گرفت، خيلي كثيف مي‌‌شوي و مهم‌تر آنكه خوك ار اين كار لذت مي‌برد . جورج برنارد شاو



فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح مي كند. هربرت اسپنسر

 

سخنان بزرگان



استاد پرورنده روان است ، و پدر مادر پرورش دهنده جان . قابوسنامه



يوگا پيام خرد است و بشريت وارث اين پيام . دالايي لاما



دیدگاه خوب مردم ، بهترین پشتیبان برگزیدگان است . ارد بزرگ



شما نميتوانيد با تنفر داشتن از ديگري خودتان را به خدا نزديکتر کنيد، چه معتقد باشيد که اين خشمي بجاست و يا نه. رابطه ميان روح - که شما هستيد - و خدا بر اساس عشق است. و جاييکه عشقي پاک وجود دارد، هيچ جايي براي هيچ نوع خشمي وجود ندارد. سري هارولد کلمپ

سه‌شنبه ۱۳ آوریل ۲۰۱۰

یادی از بزرگان پنجشیر و شیروان



در بدترین شرایطی که پاکستان به کشور ما تحمیل کرده بود احمد ولی مسعود در تماس تلفونی که در آن زمان با احمد شاه مسعود داشت؛ گفت که همه دوستان میخواهند که شما هم برای‌ مدتی وطن را ترک کنید . مگر او در جواب چنین گفته بود :«...آیا این انصاف هست که زمانی به کابل بودیم ، بالای‌مردم حکومت کردیم . مردم ما را قبول داشت . و ما تعهد سپردیم بخاطر دفاع از مردم ، بخاطر دفاع از استقلال ، به خاطردفاع از افغانستان . حال که مردم در مشکل قرار دارند ، آیا آنها را ترک بگوییم ؟ آیا واقعاً این انصاف است؟ من فکر نمی کنم که این انصاف باشد . من تا آخرین قطره خون درین کشور می ایستم . مقاومت میکنم . خدا خواسته باشد ، مطمین هم هستم و امید وار که افغانستان روزی آزاد می شود .»
http://cheguevaraahmadshahmasoodorodbozorg.files.wordpress.com/2010/04/ahmad-shah-masood-orod-bozorg1.jpg


احمد شاه مسعود قهرمان ملی ما برای ایرانیان به عنوان یک رهبر آزادیخواه و یک قدرت کلان شناخته می شود .عده معدودی می دانند در پشت سر او چه اندیشه  بزرگی تا شام مرگش افراخته بود .
اندیشه روانی که او را در بزنگاه کمین و یورش بی رقیب می ساخت . نزدیکترین دوست ایرانی او ، از شیروان کهن سال ، ارد بزرگ بود همانکه نخستین بار  لقب شیر تنگه پنجشیر را به قهرمان ملی ما داد . همانکه در هنگامه سخت طغیان طالبان مسعود بزرگ را همراهی کرد در پنجشیر، سالنگ و بوله غین . او با آن اندیشه بی نظیر و جهانگیر ، مسعود بزرگ را تنها نگذاشت .
تا هنگامی که مسعود در بین ما بود ارد بزرگ ننوشت و از آن پس تا به امروز سخنان او را در هر کوی و برزنی شنیده می شود .
از ترقندی تا مزار شریف ، از مزار تا شیرخان ، کندز و بگرام و جلال آباد ، از جلال آباد تا غزنی ، قندهار و زرنج ، از زرنج تا شین داند و هرات سخنش پیچید و مهرش بردلها افتاد .
قومندانها  و زورمندان دیگر ساکتند نگرش های قبیلوی افراد واشخاص قوم گرای و بحران زا و تقرر یافتن آنها به سمت های بلند دولتی به مناسبات قومی ، لسانی و ملحوظات سیاسی باعث شده احمدشاه مسعود و یاران نزدیکش در هاله ابهام فرو روند.
از یاد برده اند که مسعود بزرگ می گفت "ما برای آزادی می رزمیم ، زیرا زیستن در زیر چتر بردگی پست ترین نوع زنده گی است. برای حیات مادی همه چیز را میتوان داشت آب نان و  مسکن. ولی اگر آزادی ما برباد رفت اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد واگر استقلال ما نابود گشت در آن صورت این زنده گی برما کوچکترین لذت نخواهم داشت"
ارد بزرگ تنها ایرانی است که تا این اندازه در این زمانه سخت به مردم وطن ما نزدیک شده و میهمان غریب نیست که آشنای نزدیک است .
این چانس اعظیم مردم ماست که یار نزدیک مسعود بزرگ را هنوز می بینند . زنده باشی مرد حماسه های سخت ، زنده باشی همراه مسعود بزرگ ، زنده باشی شیر شیروان ...

بیاد شهید احمد شاه مسعود ( رح)  و آرزوی بزرگش .
شعری از : مهندس  شاه امیر فروغ

ای دریغ
پـــرتو جــــان ، در غبـــارستـــانِ تن ، گــــم کـــــرده ام
شــــعشـــع اش را ، در سیــــه چالِ بـــدن ، گــم کرده ام
مـــن بـــه دنبـــال خـــودم ، امــــا نمی یــــابم ، دریـــــغ
در ظــــلامِ جسمِ خــــود ، مـــن خویشتـــن گــم کــرده ام
بـــلبـــلی خـــوشـــخوان ، در گــــلزارِ رضوانــــم ، ولی
در قـــفس بنیــــادِ تـــن ، مـــن آن چــــمن گــم کـــرده ام
همچــــو یعقوبـــــم ، غمـــی جـــانکاه بـــاشد در جـــــگر
یـــوسفِ خود را ببیــــن ، در پیــــرهن ، گـــم کــــرده ام
نالـــــه هـــــا دارم درونِ سینــــــه ، امـــــا ای دریـــــــغ
بـــختِ بد بیـــن ، کز قضـــا ، راهِ دهن گــــم کـــــرده ام
سینـــه می جـــوشد بـــرای گــــم شدن در نــــورِ جــــان
ای دریــــغ و درد ، بنـــگر ، گـــم شدن ، گم کـــــرده ام
یافت « مسعود » آنچه را میخواست ، اما ای « فروغ »
نــــورِ جـــــان را من ، میــــانِ انـــــجمن ، گـــم کرده ام

دهم جولای 2008  لندن



شقایق شاهی
مزار شریف / 10 حمل، 1389



برگرفته از :
http://ahmadshahmassoud-orodbozorg.blogsky.com/


 

Are you a Techie? Get Your Free Tech Email Address Now! Visit http://www.TechEmail.com

سخنان بزرگ:





انیشتین: عشق مانند ساعت شنی همان طور که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند.

ژان داوید: راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد.

بالزاک: اتلاف وقت گرانترین خرجهاست.

آناتول فرانس: خنده بهترین نوع جنگ با زندگی است.

دکتر شریعتی: زندگی به خوش سیرتی است نه به خوش صورتی.

 و باز هم سخنان ارد بزرگ

اُرد بزرگ : آن که به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است .

اُرد بزرگ : آزادی بدون دانایی بدست نمی آید .

اُرد بزرگ : مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد .

اُرد بزرگ : آن که دیگران را ابزار پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند .

اُرد بزرگ : آن که نمی تواند از خواب خویش برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد .

اُرد بزرگ : آن که همزمان پرسشهای پراکنده در حوزه های گوناگون می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی شما را تباه سازد .

اُرد بزرگ : آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است .

اُرد بزرگ : آن که به سرنوشت میهن و توده آدمیان سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد .

اُرد بزرگ : آن که برنامه ها را از پایان به آغاز  مورد ارزیابی ( نقد)  قرار می دهد ، در حال سرپوش گذاردن بر روی چیزی است .

اُرد بزرگ : آن که می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد .

اُرد بزرگ : آن که کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود .

اُرد بزرگ : آن که راستی نپوید ، گرفتار آمیزش ، با اهریمن است ، فرزند این آمیزش ، آشوب است و شورش .


برگرفته : امیر حیدری
http://heidarinet.blogfa.com/post-6.aspx

چهارشنبه ۲۴ مارس ۲۰۱۰

شیر زنان ایران



سه هزار نفر از خونریزان مغول در شهر زنگان ( نام زنگان پس از نام شهین به شهر زنجان گفته می شد ) باقی ماندند جنگ در باختر ایران باعث شد دو هزار و هفتصد نفر دیگر از سربازان خونریز مغول هم از شهر خارج شوند و بسوی مرزهای دور روان شوند در طی یک هفته 67 مرد میهن پرست زنگان کشته شدند رعب و وحشت بر شهر حاکم بود سربازان مغول 200 پسر زنگانی را بزور به خدمت خویش درآورده و به آنها آموزشهای پاسبانی و غیره می دادند .
اما هر روز از تعداد مغول ها کاسته می شد در طی کمتر از 30 روز فقط 120 مرد مغول در درون شهر باقی مانده بود و کسی از بقیه آنها خبر نداشت .
دیگر مردان مهاجم پی برده بودند که هر روز عده ایی از آنها ناپدید می گردد . بدین منظور تصمیم گرفتند از شهر خارج شوند . و در بیرون شهر اردو بزنند .
با خارج شدن آنها از شهر هیاهویی در شهر برپا شد و همه از ناپدید شدن مهاجمین صحبت می کردند میدان شهر مملو از جمعیت بود پیر مردی که همه به او احترام می گذاشتند از پله ها بالا رفت و گفت : مردان زنگان باید از دختران این شهر درس بگیرند آنگاه رو به مردان کرد و گفت کدام یک از شما مغول خونریزی را کشته است ؟ چهار مرد پیش آمدند ، هر یک مدعی شدند مغولی را از پا درآورده است .
پیر مرد خنده ایی کرد و به گوشه میدان اشاره کرد سه دختر زیبا و قد بلند ایستاده بودند . گفت وجب به وجب کف خانه این دختران از کشته های دشمنان ایران پر است آنگاه مردان ما در سوراخ ها پنهان شده اند .
با شنیدن این حرف مردان دست بکار شدند و در همان شب بقیه متجاوزین را نابود ساختند . به یاد کلام جاودانه ارد بزرگ می افتم که : شیر زنان میهن پرست ایران ، بزرگترین نگهبانان کشورند .
کاش نام آن سه زن را می دانستم بگذار به هر سه آنها بگویم ایران ! که نام همه زن های ایران ا
ست

منبع :
http://www.iran20.com/105114/blog/67186/

سه‌شنبه ۲۳ مارس ۲۰۱۰

Khandeh darmani

خنده درمانی

http://aftab.ir/articles/health_therapy/mental_health/images/960df5ec8f31028ebe6aee75aa839472.jpg

 

 

خندیدن نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسانها با استفاده از آن، می توانند بسیاری از دردهای خود را تخفیف دهند. خنده واکنشی است غیر ارادی که باعث انقباض هماهنگ پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و نتیجتاً افزایش ترشح آدرنالین در خون می شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذت و شادابی در فرد است. خنده ارزانترین داروی پیشگیری و مبارزه با بسیاری از بیماریها است و باعث پائین آمدن ضربان قلب و کاسته شدن فشار خون می گردد و از آنجا که شخص را وادار می کند نفس عمیق بکشد، موجب می شود میزان اکسیژن بافتها افزایش یابد، لذا خنده باعث طولانی شدن عمر می شود. ترشح هورمون «ایمونوگلوبولین» در بدن با میزان خندیدن ما ارتباط مستقیم دارد. «ایمونوگلوبولین"» به مبارزه دستگاه ایمنی بدن با باکتریها و میکروبها کمک کرده و شخص را برای مقابله با بیماریها آماده می کند. علاوه بر آن هورمون «سایتاکیناز» که به آن هورمون شادی نیز گفته می شود، در اثر خندیدن، نوعی ماده شیمیایی خاص سیستم عصبی به نام «آندروفین» تولید می شود که در شخص اعتماد به نفس و سرخوشی ایجاد می کند. پژوهشهای دیگر بر روی خندیدن نشان می دهد که انسانها به وسیله خنده، درد را بیشتر تحمل می کنند به این دلیل که خنده ترشح آندروفینها را زیادتر می کند و آندروفینها کشنده های طبیعی درد در بدن هستند.در واقع «آندروفین» ماده ای مشابه مرفین است که در بدن ساخته می شود، مقدار این ماده در خون، در اثر ورزش و فعالیتهای نشاط آور، بالا می رود. دانشمندان انگلیسی بعد از سالها تحقیقات به این نتیجه رسیدند که یک دقیقه از ته دل خندیدن معادل 45 دقیقه ورزش، انسان را سر حال می آورد. بنابر آخرین تحقیقات علمی، خندیدن، باعث کاهش بروز انواع بیماریها ازجمله بیماریهای قلبی می شود. از طرفی خنده با ایجاد تغییراتی در راههای تنفسی، باعث می شود هوای بیشتری در بینی ما جریان یافته و به سرد شدن مغز کمک کند و هر چه مغز خنک تر باشد ما شادتر خواهیم بود. بر روی سایت اینترنتی BBC مقاله ای وجود دارد به این مضمون که، کسانی که دچار حمله قلبی شده اند در روز با حداقل 30 دقیقه خندیدن می توانند احتمال حمله قلبی دوم را تا حد قابل توجهی کاهش دهند. همچنین کسانی که فشار خون دارند نیز با وجود روحیه شاد و خندیدن می توانند فشار خون خود را در حد مطلوب نگه دارند. در حال حاضر این عقیده که قسمت اعظم بیماریها بر اثر احساسات منفی اضطرابها بوجود آمده و پیشرفت می کند،توسط اکثر روانشناسان و روانپزشکان مورد قبول قرار گرفته است . استرسها و اضطرابهای روزانه در طول زمان چنان ناهماهنگیهایی در جسم ایجاد می کند که ممکن است به بحران روانی منتهی گردد. زمانیکه هورمونهای ناشی از فشار روانی بطور دائم به مقدار زیاد تولید گردد، سیستم دفاعی بدن قادر به انجام وظیفه کامل نخواهد بود و همین راه را برای انواع عفونتها و بیماریها هموار کرده و اندامهای داخلی بدن را تحت فشار شدیدی قرار خواهد داد. خندیدن می تواند سلاح موثری برای مقابله با این فشارهای روانی و استرسهای روزمره باشد.

 

 

http://fotservis.typepad.com/photos/romania_carpaths_on_motor/laugh.jpg

 

زندگی روزانه و حوادث و اتفاقات آن ایجاد عکس العمل هایی در انسان می شود که گاهی شرایط زمان و مکان اجاره بروز آن ها را نمی دهد و در نتیجه مقدار زیادی انرژی در بدن ذخیره می شود .
این انرژی های عصبی به جای آنکه صرف ایجاد معادلاتی از افکار و هیجانات جدید شود به دلیل موانع موجود ، تولید حریانی در اعصاب حرکتی در گروه های مختلف عضلات می کند و سبب ایجاد حرکات نیمه تشنجی می شود که روان شناسان آن را خنده نامیده اند
خنده پدیده ای است که غالباً برای ابراز شادمانی به کار می رود و به راستی به حقیقت این جمله ارد بزرگ پی میبریم که
چه زیبایند آنانی که همیشه لبخندی برلب دارند . در بین موجودات زنده فقط انسان از این توانایی برخوردار است . خنده از نظر روان شناسان معتقدند که چون مقدار زیادی انرژی ذخیره شده و واپس زده روانی به علت شرایط مختلفی چون کنترل شدید محیط ، حوادث اتفاقی و بازداری های ذهنی راهی به بیرون پیدا نمی کنند از طریق خنده از ذهن و بدن تخلیه می شوند .
به همین دلیل است که همیشه پس از خنده احساس آرامش به وجود می آید و با خود تمرکز را به همراه می آورد .
روان شناسان به خنده به عنوان ضریب اطمینان ذهن و روان می نگرند که در مواقع انباشته شدن انرژی های هیجانی و مخرب نقش مهمی در بیرون راندن آن ها ایفا می کند .
به همین دلیل خنده از نظر علم روان شناسی دارای جایگاه ویژه و پر ارزشی است و می تواند به برقراری تعادل روانی درانسان کمک کند و زمینه سلامت روانی او را فراهم سازد . نقش ویژه ای که خنده در تخلیه فشارهای روانی به عهده دارد باعث شده که روان شناسان به متولیان امر توصیه کنند که محیط های کئاری آموزشی و خانوادگی را به محیط های شاد و پر خنده تبدیل کنند . تحقیقات نشان می دهد که واکنش خنده فرایند مغزی عصبی ویژه ای دارد . به هنگام خندید در الگوی امواج مغزی ما تغییرات قابل ملاحضه ای روی می دهد وهمه سطوح کورتکس مغز ، و نه فقط یک جتیگاه واحد ، نسبت به خنده واکنش نشان می دهند .
برخی از دانشمندان نیز خنده را به طوفان مغزی تشبیه کرده اند و معتقدند که خنده نقش شوک عصبی خفیف را بر روی مغزایفا می کند . از آن جا که مغز حیاتی رین ارگان بدن است و بر فعالیتهای جسمانی و روانی کنترل دارد ، هرگونه تغییر ثبتی در عملکرد آن می تواند بر عملکرد کل بدن تاثیر سفید داشته باشد . زمانی مه ما می خندیم ، مقدار بسیار زیادی از اکسیژن را به طرف سلول های بدن به ویژه سلول های مغزی می فرستیم .
می دانیم که مغز در حدود یک پنجم از کل اکسیژن مورد نیاز بدن را به تنهایی مصرف می کند بنابراین زمانی هم که مغز با خونی که از مقدار تکسیژن بیشتری برخوردار است تغذیه می شود عملکرد بهتری در مقایسه بازمانی که کمتر اکسیژن می گیرد ، پیدا می کند و در نهایت همه عملکردهای ذهنی و بدنی ما بهبود می یابند .
ارتباط با خنده :
۱- سیستم ایمنی :
تحقیقات علمی نشان می دهد در حالی که افسردگی به ستگاه ایمنی بدن در برابر بیماری آسیب می رساند خنده با کاهش کورتیزول ، افزایش فعالیت سلولهای کاهنده در افزایش سیتوکنین ، دستگاه ایمنی را تقویت می کند .
وقتی شخص می خندد وجودش از احساساتی مثل آلودگی ، گرما ، رهایی و سرحالی آکنده می شود و این ها همان احساساتی هستند که در بردارنده مفهوم احساس سلامتی اند .
۲- ورزش :
خنده یکی از مهمترین ورزشهاست . هیچ ورزشی نمی تواند مثل خنده بیشتر غضلات بدن را به جنبش در آورد .
یک دقیقه خندیدن برابر با چل مرتبه نفس کشیدن است .
همچنین روزانه ۱۵ دقیقه خندیدن بخش زیادی از منافع حاصل از پیاده روی صبحگاهی را در بردارد .
۳- بیماریهای قلبی
خنده با کاهش وزدودن احساسات منفی نقش مهمی در پیشگیری از حملات قلبی دارد و نوعی ماساژ قوی برای قلب است .
پژوهشها نشان داده است که خندیدن از بروز انواع سکته ها و لخته شدن خون در رگ ها جلوگیری می کند
۴- صبر :
متخصصان اعلام کرده اند کسانی که لبخند بر لب دارند علاوه بر آن که از شکیبایی بیشتری برخوردار اند قدرت بسیاری نیز برای حل مشکلات خود می یابند به گفته ارد بزرگ آنکه همیشه لبخندی بر لب دارد شادی را به همگان هدیه می دهد .  و بدین ترتیب روحیه یاس که منجربه بروز انواع بیماری ها می شود از بین خواهد رفت . برخی دیگر از صاحبنظران معتقدند داشتن لبخند بر لب بیانگر نوعی آرامش و تخلیه فشار در افراد است و کسانی که هیچ گاه خنده بر لب ندارند نه تنها در مواجهه با هر حرکتی بلافاصله عصبانی شده و از خود واکنش نشان می دهند بلکه فشار خون آنها نیز افزایش خواهد داد .
۵- فشار خون :
تحقیقات دانشمندان نشان می دهد خنده بهترین درمان برای افرادی به شمار می رود که دوران بهبودی پس از سکته قلبی را می گذرانند زیرا فشار خون آنان را کاهش می دهد .
به گزارش پایگاه اینترنتی ، محققان اتریشی در پژوهشی دریافتند که خنده درمانی افرادی که سکته کرده اند سبب کاهش فشار خون می شود .
۶- درد :
بدن ما به طور طبیعی مجهز به موادشیمیایی ضد دردی است که در صورت لزوم برای تخفیف درد از مغز آزاد می شود و آندورفین نام دارد . خندیدن باعث افزایش ترشح این مواد می شود .
محققان در دانشگاه سریلند به این نتیجه رسیده اند که خنده داروی بسیاری از بیماری هاست و چنان چه این حالت به اندازه طبیعی در بشر بوجود آید هرگز بیماری رشد نخواهد کرد .
روزنامه ای کهدر مسکو با انتشار مقاله ای در این زمینه خاطر نشان کرد تحقیقات دانشمندان در دانشگاه سریلند که با آزماریش روی بیش از ۳۰۰ نفر انجام شده نشان می دهد که خنده بسیاری از دردهای آن ها را از بین برده و ریشه های درمان خود جوش را در این افراد به وجود آورده است .

 

http://419.bittenus.com/beckyapia/laugh.jpg

 

۷- فرآیند یادگیری :
از آنجا که اشتغال ذهنی و اضطراب از موانع یادگیری به شمار می رود از این رو خندیدندر ابتدای مطالعه باعث ایجاد آرامش فکری می شود و فرایند یادگیری را اسان می کند .
احساس شادی در پی خندیدن و بهبود حال و هوای افراد در بلند مدت ، هم در افراد سالمن و هم در بیماران سبب بهبود کیفیت زندگی آنان می شود .
محققان برای بوجود آمدن زمینه های خندیدن مناسب ، خواندن انواع رمان محاوره با افراد مختلف و دردیدن فیلم های شیمایی و بالاخره افزایش آداب و معاشرت با دیگران را پیشنهاد می کنند .
بنابراین می توان گفت :
خنده نقش حمایتی و تقویتی را بر روی مغز و بدن ایفا می کند .

 زندگی را سخت نگیرید و در فرصت های مختلف بخندید



منبع  مطلب :
http://5757.persianblog.ir/post/5/

   Weight Loss Program
Lose up to 20 lbs in one month with a new diet. Click here.
Click Here For More Information